وكالت در دعاوي كيفري و مدني

on .

ايليا محمدي نيا 
به دلايل گوناگون استفاده از وكيل در دادگاه ها و محاكم كشور چندان رواج ندارد . هر چند حضور وكيل در برخي جرائم چون قتل طبق قانون كشورمان اجباري است . در نوشته زير به مبحث وكيل در دعاوي كيفري و مدني به تفكيك پرداخته شده است .  
برابر قانون اساسي در همه دادگاه ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب كنند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند ، بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم شود . قانونگذار براي اشخاصي كه توان پرداخت دستمزد وكيل را ندارند ، امكان استفاده از وكيل معاضدتي را پيش بيني كرده است . وكلاي دادگستري مطابق قانون وكالت تكليف دارند همه ساله در سه دعوي مدني به عنوان كمك و معاضدت به اين دسته از اشخاص قبول وكالت نمايند . كليه دادگاه ها نير مكلف به پذيرش وكيل هستند اگر دادگاهي حق گرفتن وكيل را از متهم سلب كند ، حكم صادره از آن دادگاه فاقد ارزش و اعتبار قانوني است .  
در دعاوي مدني ، يك شخص حداكثر از دو وكيل مي تواند استفاده كند ، ولي در دعاوي كيفري سقفي براي تعداد وكلاي انتخابي تعيين نشده است .  
وكالت بر دو نوع است : وكالت در دعاوي و وكالت به صورت عام .  
وكالت در دعاوي كه موضوع بحث ما است تابع شرايط قواعد وكالت در دعاوي است . در اين نوع وكالت وكيل بايد داراي شرايط خاصي باشد تا بتواند در محاكم شركت و از حق موكل خود دفاع نمايد . از جمله تحصيلات حقوقي ، شركت در آزمون وكالت و گذاراندن دوره كارآموزي و ...  
اما وكالت به صورت عام تابع شرايط فوق نمي باشد و هر شخص مي تواند انجام بعضي از اعمال خود را كه ارتباطي به دادرسي و دادگاه ندارد به ديگري واگذار كند . مثلاً به شخص ديگر وكالت دهد كه ملك وي را معامله يا در اداره ثبت تفكيك نمايد . براي آشنايي با نقش وكيل در داگستري و حدود اختيارات و وظايف او ، وكالت در دعاوي را به دو دسته تقسيم مي كنند:  
 
الف - وكالت در دعاوي مدني  
در دعاوي مدني هر يك از طرفين دعوي اجازه دارند حداكثر تا دو نفر وكيل به دادگاه معرفي كنند . وكلاي طرفين بايد داراي شرايطي باشند كه به موجب قانون راجع به وكالت در دادگاه براي آنان مقرر شده است .  
از اين رو ، اگر آقاي ( الف ) براي مطالبه اجاره بهاي پرداخت نشده از سوي مستأجرش به آقاي ( ب ) وكالت دهد ، چنانچه آقاي ( ب ) داراي پروانه وكالت باشد ، اجازه اقامه دعوي ، حضور در دادگاه و دفاع از او را دارد و اگر وي وكيل دادگستري نباشد ، تنها مي تواند با اين وكالت نامه با يك وكيل دادگستري قرارداد وكالت تنظيم كند تا وكيل دادگستري اخير ( كه داراي پروانه وكالت است ) نسبت به مطالبه حقوق آقاي ( الف ) اقدام نمايد ، البته اين در صورتي است كه در وكالت نامه ، وكالت در توكيل به صراحت قيد شده باشد .  
وكالت ممكن است با سند رسمي يا سند غير رسمي باشد . اگر با سند عادي و غير رسمي وكالت تنظيم شود ، در مورد وكالت نامه هاي تنظيمي در ايران ، وكيل مي تواند زير وكالت نامه تأييد كند كه وكالت نامه را موكل شخصاً در حضور او امضا يا مهر كرده يا انگشت زده است و اگر وكالت خارج از ايران داده شده باشدد ، بايد به گواهي يكي از مأمورين سياسي يا كنسولي جمهوري اسلامي ايران برسد .  
اگر وكالت در جلسه محاكمه داده شود ، مراتب در صورتجلسه قيد و به امضاي موكل مي رسد چنانچه موكل در زندان باشد ، رئيس زندان يا معاون او بايد امضا يا اثر انگشت او را تأييد كنند .  
وكالت در دادگاه هايي كه به پرونده هاي مدني رسيدگي مي كنند شامل تمام اختيارات راجع به محاكمه است جز آنچه را موكل استثنا كرده باشد . با اين وجود براي دخالت وكيل در بعضي امور ، نياز به تصريح در وكالت نامه دارد مانند :  
- وكالت راجع به اعتراض به رأي ، تجديد نظر ، فرجام خواهي و اعاده دادرسي .  
- وكالت در سازش و محاكمه .  
- وكالت در تعيين كارشناس .  
- وكالت براي درخواست صدور برگ اجرايي و تعقيب عمليات مربوط به اجراي حكم و گرفتن وجوه پرداخت شده به نام موكل و ...  
اگر موكل وكيل خود را عزل كند ، بايد اين موضوع را به اطلاع دادگاه و وكيل معزول برساند . البته عزل وكيل مانع جريان دادرسي و محاكمه نمي شود .  
اگر موكل به طور شفاهي در دادگاه اظهار كند كه وكيل خود را عزل كرده ، اين موضوع توسط دادگاه صورت جلسه شده و به امضاي او مي رسد . تا زماني كه عزل وكيل به اطلاع او نرسيده اقدامات او در حدود وكالت صحيح مي باشد .  
اگر وگيل استعفاي خود را به دادگاه اطلاع دهد ، دادگاه به موكل اخطار مي كند كه خود او يا توسط وكيل جديد مي بايست محاكمه را پيگيري نمايد و محاكمه تا زمان مراجعه موكل يا معرفي وكيل جديد از جانب او حداكثر به مدت يك ماه متوقف مي شود .  
وكلا نبايد بعد از استعفا يبا معزول شدن از طرف موكل ، وكالت طرف مقابل را بپذيرند . وكلا بايد هنگام محاكمه در دادگاه حاضر باشند مگر آنكه داراي عذر موجه باشند. مطابق قانون ، موارد زير عدم حضور عذر موجه براي وكيل محسوب مي شود :  
- فوت يكي از بستگان مانند پدر و مادربزرگ . 
- بيماري كه مانع حركت او شود يا حركت او براي درمان مضر تشخيص داده شود مانند سكته قلبي و آنفلونزا .  
- حوادث قهري مانند سيل و زلزله .  
- وقايع خارج از اختيار وكيل كه مانع حضور او در دادگاه شود مانند آنكه پرواز هواپيما به تأخير بيفتد و زمان كافي براي حضور او با وسايل نقليه ديگر وجود نداشته باشد . در حالت هاي گفته شده ، وكيل معذور بايدعذر خود را به طور كتبي با ذكر دلايل آن براي جلسه محاكمه . به دادگاه بفرستد. 
اگر وكيل همزمان در دو يا چند دادگاه دعوت شود و جمع بين آنان ممكن نباشد ، بايد در دادگاهي كه حضور او برابر قانون آيين دادرسي كيفري يا ساير قوانين الزامي است ، شركت كند و به دادگاه هاي ديگر لايحه بفرستد يا اگر از سوي موكل اجازه داشته باشد ، يك وكيل دادگستري ديگر را به دادگاه معرفي كند براي مثال اگر وكيل ، پرونده اي در دادگاه كيفري استان براي دفاع از متهم به قتل دارد ، حضورش در اين پرونده الزامي است و بايد براي پرونده هاي ديگري كه جلسه محاكمه آنها در همين زمان برگزار مي شود لايحه بفرستد . اگر در يك دعوي مدني يك طرف دعوا دو نفر وكيل معرفي كرده باشد و به هيچ كدام اجازه اقدام انفرادي ندهد ، هر دو وكيل مي بايست لايحه خود را به دادگاه ارسال نمايند يا اينكه يكي از دو وكيل به همراه لايحه وكيل ديگر در دادگاه حضور يابد . در صورت عدم وصول لايحه از طرف وكيل غايب ، دادگاه بدون توجه به اظهارات حاضر به رسيدگي ادامه مي دهد . در اين حالت اگر هر دو وكيل يا يكي از آنان عذر موجهي براي عدم حضور اعلام كرده باشد ، در صورت ضرورت ، جلسه دادرسي تجديد جلسه و وقت رسيدگي به موكل اطلاع داده مي شود . در اين صورت جلسه بعدي دادگاه به علت عدم حضور وكيل تجديد نخواهد شد . 

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه)

دیداری و شنیداری

حقوق / سلامت و جامعه

درس نامه

تماس با ما / پیوند ها