بخوانيد و بدانيد : آنچه باید دراویش از قانون بدانند > سل

on .

عزیزان ایمانی
سلسله درسهای حقوقی سایت مجذوبان نور را با دقت مطالعه فرمایید

آنچه باید دراویش از قانون بدانند

مقدمه :
با توجه به وضعيت سياسي، اجتماعي و امنيتي كشور عزيزمان و اينكه در موارد زيادي شنيده ميشود برادران و خواهران ايماني در سراسر كشور گاهي اوقات مورد تعرض اشخاصي تحت عنوان مامورين انتظامي يا امنيتي قرار ميگيرند. لذا براي اينكه بتوانند از حقوق خود در مقابل اين افراد دفاع قانوني  نمايند ، ميبايست از حداقل حقوق قانوني خود اطلاع داشته باشند.
َ به عنوان مثال : اگر شخصي خود را مامور اداره اطلاعات يا ضابط دادگستري معرفي كرد و برادران و خواهران عزيز را دعوت به حضور در مراجع قضايي يا  اداره اطلاعات و .... نمود ، طريق منطقي و قانوني برخورد و اظهار نظر در مقابل نامبردگان چگونه است؟
آيا در مقابل هجوم و يورش غير قانوني و ورود به منزل شهروندان از طرف هر شخص رسمي و غيررسمي ميتوان درگيري فيزيكي به عنوان دفاع نمود؟ طرق قانوني دعوت، احضار يا جلب و بازجويي، ورود و تفتيش منزل چگونه است؟ و سوالاتي از اين قبيل؟
ما سعي ميكنيم :
دوستان را به حقوق قانوني آنان و تشريح عملي مشكلاتي كه ممكن است به خاطر داشتن عقيده درويشي و به عنوان درويش بودن از طرف هر شخص حقيقي يا حقوقي، قانوني يا غيرقانوني پيش ميآيد آشنا كنيم.
بخش اول :
الف : آيا درويشي يا درويش بودن جرم است؟
براي پاسخ به اين سوال ابتدا بايد بدانيم :جرم چيست؟ مجرم كيست؟ و مجازات چگونه است؟
با توجه به ماده 2 قانون مجازات اسلامي:« هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب ميشود».
 بنابراين :
الف : در هيچ يك از قوانين مدون و شرع مقدس اسلام داشتن عقيده خاص جرم محسوب نميشود.
ب : در هيچ يك از قوانين مدون و شرع مقدس اسلام درويشي جرم نبوده و مجازات قانوني ندارد.
ج : اصل بر برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نميشود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. (اصل 37 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران)
ه : هر كس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد. (بند 2 ماده واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب 1383).
نكته : طبق بند 1 واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب سال 1383 كشف  و تعقيب جرائم و اجراي تحقيقات و صدور قرار تأمين و بازداشت موقت ميبايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و عفاف صورت گيرد  و از اعمال هر گونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هر گونه خشونت و يا بازداشتهاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.
د : تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد. (اصل 23 قانون اساسي)
ك : هيچ فعل يا ترك فعلي به استناد قانوني كه بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نميشود (اصل 169 قانون اساسي)
نتيجه: با توجه به مطالب فوق :
درويشي جرم نيست و نميتوان شخصي را به عنوان درويش بودن مجرم معرفي كرد و مجازات نمود. لذا هيچ شخص يا مرجع قانوني نميتواند دراويش را به عنوان درويش بودن مورد بازخواست، احضار، جلب، بازجويي و تفتيش قرار دهد.
به همين دليل بعضي از ارگانهاي امنيتي يا قضايي سعي ميكنند براي اينكه بحث عقيدتي يا درويشي يا درويش بودن مطرح نگردد دراويش را به عناوين مجرمانه ديگري از جمله اختلال در نظم عمومي، تمرد از دستور مأمورين، اقدام عليه امنيت ملي، تبليغ عليه نظام و.... احضار يا جلب نمايند.
(نكته) با توجه به موارد ذكر شده :
 حضور در مجالس فقري، عزاداري براي ائمه اطهار، نگهداري، خريد و فروش و استفاده از كتابها، عكسها و نوارهاي سخنراني بزرگان سلسله، شنيدن اخبار مربوط به سلسله از راديوهاي خارجي، نوشتن كلمه مقدس هو 121 و .... جرم نميباشد و هيچ شخصي نميتواند به اين عناوين دراويش  را مورد بازخواست قرار دهد                                                                                                               بخش دوم :
    احضار يا دعوت
فرض كنيد شخصي به محل زندگي يا كار شما مراجعه كرده يا اينكه از طريق تلفن از شما ميخواهد براي پاسخ به بعضي سوالات  به مرجع خاصي (به عنوان مثال اداره اطلاعات، سپاه، بسيج، دادسرا و ...) حاضر شويد. صرف نظر از اينكه  هر شخص فعل مجرمانه اي انجام داده است يا خير در ابتدا ميبايست طريق  قانوني احضار يا دعوت را بداند . آيا اگر اين شخص يكي از فقراي سلسله باشد ميبايست به مراكز مذكور مراجعه كند ؟ عواقب قانوني و عقلي مراجعه يا عدم مراجعه ايشان چيست؟ براي پاسخ به اين سوالات ابتدا بايد عنوان نمود كه فقرا (دراويش) نسبت به شرايط اعتقادي، فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي و تعصب فقري ممكن است واكنشهاي متفاوتي از خود نشان دهند. بهترين توصيهاي كه ميتوان ابتدا در اين مورد نمود اين است كه با اشخاص خبره و مطلع مشورت نموده و از آنها راهنمايي خواست ولي به هر حال برادران ايماني با دانستن حقوق قانوني خود شخصاً نيز ميتوانند به طريق صحيح برخورد، اظهار نظر و از خود دفاع نمايند.
طرق قانوني احضار :
    الف) مرجع قانوني احضار كننده                                                                 ب) طرق شكلي احضار
الف) مرجع قانوني احضار كننده  :   فقط مرجع قضايي صالح ميتوانند اقدام به صدور برگ  احضاريه  و احضار اشخاص نمايد و شروع به تحقيقات و رسيدگي منوط به دستور مقام قضايي صالح ميباشد . از طرفي داديار ، بازپرس يا دادستان وقتي ميتوانند اقدام به احضار يا شروع به تحقيقات مقدماتي نمايند كه قانوناً اين حق را داشته باشند. (ماده 38 قانون آيين دادرسي كيفري و بند د ماده 3 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب) و صرفاً دادسرا وظيفه كشف جرم، تعقيب متهم، احضار يا جلب متهم را دارد. (بند الف ماده 3 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب)
نتيجه : هيچ ارگان رسمي يا غير رسمي از جمله اداره اطلاعات، سپاه، بسيج، مأمورين نيروي انتظامي و ... حق صدور دستور احضار شخصي را ندارد.
نكته : قاضي نبايد كسي را احضار يا جلب كند مگر اينكه دلايل كافي براي احضار يا جلب موجود باشد.
ب : طرق شكلي احضار : احضار ممكن است به سه صورت انجام پذيرد :
1- احضار تلفني   2- احضار شفاهي   3- احضار كتبي
احضار تلفني : بارها اتفاق افتاده است كه برادران ايماني تلفني به اداره اطلاعات يا محاكم قضايي احضار گرديدهاند و با توجه به صراحت قانوني ماده 192 قانون آيين دادرسي كيفري كه عنوان ميدارد احضار متهم به وسيله احضارنامه به عمل ميآيد، احضار تلفني بر خلاف قانون ميباشد و هيچ بخش نامه اي نيز نميتواند اين قانون را نقض كند. بهترين جواب در مقابل احضار تلفني اين است : (چون احضار تلفني بر خلاف قانون ميباشد، لذا احضاريه قانوني و كتبي با دستور مقام قضايي صالح ارسال نماييد تا در معيت وكيل قانوني خود در مراجع قضايي صالح براي پاسخگويي حاضر شوم.)
2- احضار شفاهي : همانطور كه گفته شد هيچ شخصي حتي با داشتن لباس نظامي و ارائه كارت شناسايي معتبر به عنوان مأمور اطلاعات يا مأمور نيروي انتظامي و ..... و بدون ارائه برگ مخصوص احضاريه از طرف مرجع قضايي صالح نميتواند ياران و برادران ايماني را به حضور براي پاسخ به بعضي سوالات در مكان رسمي يا غيررسمي احضار كند. بهترين پاسخ نيز در جواب احضار شفاهي مانند احضار تلفني اين است :
(لطفا احضاريه كتبي و قانوني از طرف مقام قضايي صالح ارائه نماييد تا در صورت صحت ادعاي شما به همراه وكيل قانوني خود به مرجع مربوطه مراجعه نماييم).
3 - احضار كتبي : طريق قانوني اخطار به صورت كتبي و با وجود شرايط ذيل است :
الف) برگ احضاريه، برگ چاپي مخصوصي است كه در آن ميبايست 1- آرم مخصوص دادگستري (قوه قضائيه) 2- اسم و شهرت احضار شده 3- تاريخ حضور 4- علت حضور 5- محل حضور 6- نتيجه عدم حضور 7- مرجع صدور احضاريه 8- مهر و امضاء متصدي رسمي مرجع صالح و حتي شماره پرونده يا انديكاتور قيد شده باشد. (ماده 13 آييننامه دادرسي كيفري)
ب) احضارنامه در دو نسخه تنظيم و فرستاده ميشود. يك نسخه را احضار شونده (متهم) گرفته و نسخه ديگر را با قيد روز و ساعت ابلاغ امضا كرده و به مأمور احضار رد ميكند. (ماده 192 قانون آيين دادرسي كيفري)
ج) هر گاه احضار شده سواد نداشته باشد مضمون احضارنامه در حضور 2 نفر شاهد ابلاغ ميشود. (ماده 114 قانون آيين دادرسي كيفري).
نتيجه : در صورتي كه احضار بر روي برگ عادي بدون قيد حتي يكي از مشخصات فوق باشد قانوني محسوب نميشود. مأمور ابلاغ بايد كارت شناسايي خود را ارائه نمايد و به هر حال اجازه توهين، تهديد، برخورد فيزيكي و ورود به منزل و تفتيش فقرا را ندارد.
                                                                                                                               ادامه دارد . . .

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه)

دیداری و شنیداری

حقوق / سلامت و جامعه

درس نامه

تماس با ما / پیوند ها