داد گ-------آه

on .

به گزارش همین سایت، روز چهارشنبه شش تن از دروایش همین سلسله‌ به یکی از دادگاه‌های فخیمه احضار شدند. لازم به ذکر می‌دانم که احضار دراویش به دادگاه، رسمی است معمول و به هیچ‌عنوان به دشواری و ترسناکی و خطرناکی احضار ارواح نیست.

این دادگاه برای رسیدگی هر چه سریع‌تر به پرونده از حضور وکلا در دادگاه جلوگیری کرد که امیدواریم در آینده‌ی نزدیک برای بالا بردن سرعت رسیدگی به چنین پرونده‌های از حضور قاضی و متهمین نیز در این‌گونه دادگاه‌ها جلوگیری شود.

یکی از اتهامات ایشان توهین به مقدسات بوده که گویا یک یا چند تن از این دراویش تو دل‌شان چیزهایی گفته‌اند جز آن‌چه باید می‌گفته‌اند. دستگاه‌های فوق پیشرفته‌ای که خوشبختانه در دسترس همگان نیست این توهین‌ها را شنود کرده‌اند و خود دستگاه‌ها آن‌ها را تو پرونده‌ها ثبت کرده‌اند. این دستگاه‌ها چیزی شبیه دستگاه الکتروکاردیوگرافند که با آن نوار قلبی ثبت می‌کنند. هیچ‌گونه توهین به مقدسات بر این دستگاه‌ها پوشیده نمی‌ماند و هر جا و هر زمان چیزی خلاف میل این دستگاه‌ها بگویی آن را در پرونده ثبت می‌کنند. از دید این دستگاه‌ها یکی از بزرگترین توهین‌ها به مقدسات، توهین به خود این دستگاه‌ها است که جرمی است غیر قابل چشم‌پوشی و بخشش. این دستگاه‌ها در میان اهل فن به «توهین ثبت‌کن برقی» مشهورند.

اتهام دیگر اخلال در نظم عمومی است که ایشان – یعنی همان دراویش مذکور - با ایستادن جلو فرمانداری باعث منحرف شدن گروهی از هموطنان از پیاده‌روها شده‌اند و حتی در پاره‌ای موارد این بی‌نظمی به حدی رسید که در آن روز کذایی عده‌ای از هموطنان منحرف شده از پیاده‌روها به اشتباه سر کار عده‌ای دیگر از هموطنان رفتند و خیلی‌ها خیلی ناراحت شدند. ایستادن این دراویش در پیاده‌رو پیامد‌های دلخراش دیگری نیز در پی داشت که از گفتن آن‌ها در این‌جا شرم دارم.

نمی‌دانم می‌دانید یا نه؟ یکی از غذاهای مورد علاقه‌ی موش «زبان درویش» است. به علت نگهداری دراویش در مکان‌های نامناسب، گویا زبان چند تن از ایشان را موش خورده که همین باعث شد تا در دادگاه به هیچ سوالی پاسخ ندهند. گزارش شده وقتی از ایشان در دادگاه چیزی پرسیده شده فقط لبخند می‌زده‌اند و به روبروشان خیره می‌شده‌اند. البته از آن‌جا که گفتنش با زبان و بی‌زبان واجب است، فقط گفته‌اند: «عیلک سلام»

علی ای حال برای چند تن از دراویش خاطی قرار وثیقه‌ی هفتاد میلیون تومانی صادر شد که به علت عدم علاقه‌ی ایشان به خرج پول‌هاشان در این زمینه، ایشان ترجیح دادند به زندان بروند و اگر یک وقت هفتاد میلیون تومان جور شد با آن یک آپارتمان نقلی تو تهران بخرند. اکنون آن‌ها به سزای اعمال‌شان رسیده‌اند و با لباس‌های راه‌راه و گوی‌های فلزی بسته به پاهاشان مشغول شکستن سنگ در زندانند. الحمدلله!

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه)

دیداری و شنیداری

حقوق / سلامت و جامعه

درس نامه

تماس با ما / پیوند ها