خبر

Imageمحاصره دریائی ایران آخرین مراحل را طی می کند/ آیت الله متنظری 

مسکو- خبرگزاری « نووستی»:
محاصره دریائی ایران آخرین مراحل را طی می کند
    

        

با ورود سه گروه دیگر از ناوهای تهاجمی آمریکا به منطقه خلیج فارس طی هفته جاری، شمار گروه های تهاجمی آمریکایی در نزدیکی سواحل ایران به پنج گروه رسید. اولین گروه تهاجمی ناو موشکبر " Theodore Roosevelt"، دومین گروه ناو موشکبر " Ronald Reagan" و سومین "Iwo Jima" است. تمرکز نیروهای نظامی- دریایی آمریکایی در خلیج فارس از زمان جنگ با عراق در سال 2003 میلادی بی سابقه است. تا پایان هفته جاری در خلیج حدود 40 ناو موشکبر، رزمناو و زیردریایی آمریکایی وجود خواهند داشت که برخی نیز مجهز به سلاح هسته ای هستند. کارشناسان اسرائیلی می گویند که هدف آمریکایی ها تکمیل آماده سازی محاصره دریایی ایران است. ایران حدود 40% از بنزین مصرفی خود را از طریق خلیج فارس وارد می کند. امریکا می کوشد با این تمرکز نیرو امکان تلاش ایران برای شکستن محاصره را از بین ببرد. هدف دیگر می تواند حمایت از اقدامات احتمالی اسرائیل علیه تاسیسات هسته ای ایران باشد. هرچند که رویدادهای اخیر در قفقاز توجه سیاستمداران و جامعه جهانی را از خاورنزدیک منحرف کرده اند، اما سبب توقف عملیات آمریکایی ها نشده است. تمرکزی که طی مدتی طولانی برنامه ریزی شده و نیروها را تقسیم و توزیع کرده بودند.

      

 

آیت الله متنظری:
‏ خمینی دیگری خلق کرده اند
تا پشت آن به مقاصدشان برسند
 

     

سایت "میزان" منتشر کننده نظرات بخشی از ملی مذهبی های ایران، پاسخ به چند سئوالی را منتشر کرده که با آیت الله منتظری در میان گذاشته شده است. این پرسش ها بر محور کتاب خاطرات وی  است. آیت الله منتظری در پاسخ، از جمله می گوید:

‏بعضی آقایان دلشان می‎خواهد مثل برخی وقایع نگاران سلاطین ، مطابق‏ ‏میل همان پادشاه وقایع را منعکس کنند، حالا حق باشد یا باطل ! جوری که او‏ ‏خوشش آید. وقایع نگاران معمولا این جورند. و لذا تاریخ هایی که نویسنده‏ ‏آنها همین وقایع نگاران سلاطین بوده اند صددرصد اعتماد به آنها مشکل است،‏ ‏به همین جهت که اینها نوعا رضایت خاطر همایونی آن شخص را در نظر‏ ‏می‎گرفتند.
‏ ‏حالا هم آقایان دلشان می‎خواسته من چنانچه خاطراتی از انقلاب دارم‏ ‏مطابق میل آنها بنویسم و وقایع نگار آقایان باشم ! درصورتی که آزادانه‏ ‏سؤالاتی از من کردند و جواب دادم و همه اش مربوط به خود من است. همان‏ ‏اول کتاب خاطرات هم گفتم برای این که‏ ‏تاریخ تحریف می‎شد اقدام کردم و آنچه در ذهن من بود گفته و نوشته ام. من‏ ‏ادعای عصمت نمی کنم، کما این که دو مورد که تذکر دادند، در جوابی که به‏ ‏آقای مصطفی ایزدی دادم آن دو مورد ذکر شده و جزئی بود پس سؤال از من‏ ‏شده و من هم جواب دادم .(۱) بعد هم چند مرتبه خودم مراجعه کردم اگر به‏ ‏نظرم جایی اصلاح لازم بوده است انجام دادم ; و از باب این که بعضی چیزها‏ ‏ممکن بود به اشخاص بربخورد، لذا از برخی خاطرات صرف نظر کردم ;‏ ‏چنانچه اول آن کتاب هم نوشته ام "بخشی از خاطرات ". اطلاعاتی راجع به‏ ‏اشخاص داشتم نخواستم افشاگری کنم. آنچه مورد توجه من بود [این بود] که‏ ‏آنچه واقعیت دارد و مربوط به انقلاب است یادداشت کنم . با این که مرحوم‏ ‏آیت الله خمینی این اواخر با من خوب برخورد نکرد من هیچ وقت نسبت به‏ ‏ایشان اهانت نکرده ام . البته آقایان دلشان می‎خواهد آقای خمینی را در حد‏ ‏یک امام معصوم برسانند; خود آیت الله خمینی هم چنین ادعایی نداشت .‏ ‏ایشان مردی بود متدین ، مجتهد و انقلابی اما معصوم از خطا نبود. ‏آقایان هر که را بخواهند از حواریون ایشان حساب می‎کنند، اما به عقیده من‏ ‏هیچ کس به اندازه من مربوط به ایشان نبوده است و ارتباط با ایشان نداشته‏ ‏است . من و فرزندم [شهید محمد] و تمام خانواده و فرزندانم به انقلاب و‏ ‏ایشان خیلی خدمت کردیم و قصدمان هم خدا بود که انقلاب پیروز شود، که‏ ‏الحمدلله هم پیروز شد. آقایان پس از آن که آیت الله خمینی از دنیا رفته است‏ ‏دارند یک آیت الله خمینی درست می‎کنند که خودشان به برکت ایشان به‏ ‏مقاصدشان برسند، با این که می‎دانند ایشان دیگر رهبر انقلاب نیست . ‏خواهی نخواهی مرگ همه را فرا می‎گیرد.

من وقایع نگار آقایان نبودم. حتی وقایع نگار آیت الله‏ ‏خمینی هم نبودم . به آیت الله خمینی علاقه داشتم، شاگرد ایشان هم بودم، از‏ ‏ایشان استفاده هم کردم، انسان خوبی هم بود، اما معصوم نمی دانستم . آنچه ‏به نظرم رسید در خاطرات یادداشت کردم .

آقایان توجه کنند. دارید قلب واقعیات‏ ‏می‎کنید مردم هم می‎فهمند. کارهایی که شما می‎کنید مثل "مستند روح الله" و‏ ‏امثال آنها، اینها چنین نیست که صددرصد به نفع آیت الله خمینی باشد. اینها‏ ‏به ضرر اسلام و انقلاب و همچنین آیت الله خمینی است. جوانها که‏ ‏آیت الله خمینی را ندیده اند اما پیرها آیت الله خمینی را دیده بودند. روابط ما‏ ‏با ایشان را همه می‎دانند، همه می‎دانند که من در متن انقلاب بودم ; چه بسا‏ ‏حالا می‎خواهند یک داستان را برای کسی بنویسند اسم مرا هم نمی نویسند و‏ ‏سانسور می‎کنند; مردم که می‎دانند و می‎گویند پس معلوم می‎شود. اینها‏ ‏به ضرر آیت الله خمینی و به ضرر اسلام است . من عقیده ام این است که‏ ‏مؤسسه نشر آثار امام باید اعتراض کنند به این جور چیزها و سوء‏ ‏استفاده هایی که از امام می‎کنند. و وسیله قرار دادن ایشان و نام ایشان برای‏ ‏اغراض سیاسی آقایان در حقیقت اهانتی به ایشان است . ایشان را نباید ابزار‏ ‏اغراض سیاسی خودشان قرار دهند. و متأسفانه این جوری شده است . و الا‏ ‏همه می‎دانند آیت الله خمینی هر چه بودند از دنیا رفته اند و دیگران دارند‏ ‏کشور را اداره می‎کنند; پس غرضشان این است که نام ایشان را ابزار قرار دهند‏ ‏و به برکت ایشان برای خودشان یک چیزهایی را درست کنند و یک عده را‏ ‏بکوبند. ما هم الحمدلله از اول که در صحنه بودیم بنا نبود اسممان باشد.‏ ‏مردم قضایا را می‎دانند و این جور که شما مستندسازی می‎کنید مطابق میلتان،‏ ‏هم به ضرر آیت الله خمینی و هم به ضرر اسلام است و مردم نسبت به همه چیز‏ ‏بدبین می‎شوند.