معارف بهاء ولد (قسمت دوازدهم)
بمسجد رفتم سرم درد مىكرد گفتم ذكر اللّه چنان مىبايد كه بگويم كه اللّه مرا فراغتى دهد از درد
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
بمسجد رفتم سرم درد مىكرد گفتم ذكر اللّه چنان مىبايد كه بگويم كه اللّه مرا فراغتى دهد از درد
گفتم عجب نيست عرضه كردن اعمال امّت بر نبى عليهالسلام بنگر كه چون پاره راست مىروم بسوى اللّه و
اللّه اكبر گفتم ديدم كه انديشههاى فاسد و هر انديشه كه غير انديشه اللّه بود همه منهزم شدند بدل
امروز ۱۳ شهریورماه، ۵ سال پیش در چنین روزی، پس از درگیری افراطیون مذهبی با دراویش شهرستان کوار، موج
در وقت ذكر اللّه و سبحانک گفتن بايد كه از تن خود ياد نكنم زيرا كه صفات اللّه از
سبحانک مىگفتم در رؤيت اللّه و در آثار عجايبها و پاكيهاى اللّه نظر مىكردم گفتم چون اللّه را با
يا عليّ للسّعيد ثلث علامات قوت الحلال في بلده، يعنى قوت حلال توشهٔ راه آخرتست و حرام آنست كه
اللّه مىگفتم و برين انديشه مىگفتم كه اى اللّه همه تويى من كجا روم و نظر بچه كنم و
اندكى خوابم برده بود نخست چون بيدار شدم فال گرفتم كه كدام سخن و كدام تسبيح پيش دلم آيد
اعوذ و الحمد للّه مىخواندم چنانک كسى پيش خداوندگار خود نشسته باشد و صد هزار ثنا و دعا مىگويدش
Copyright © Majzooban.Org 2024. All Rights Reserved